محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

203

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

خشنودى خدا را خواستارند علامت آنان بر اثر سجود در چهره‌هايشان است . » « 1 » بنابراين ، پيروزى مسلمانان به شكل عادى و طبيعى رخ داد و هيچ معجزه و خارق عادتى در ميان نبود . تنها وفادارى و همبستگى در كنار اراده نيرومند براى مبارزه در كار بود و اما فراوانى عدد و سلاح بدون آنها هيچ اثر و سودى ندارد . ( و مكان القيّم بالأمر مكان النّظام من الخرز يجمعه و يضمّه : فإن انقطع النّظام تفرّق الخرز و ذهب ، ثمّ لم يجتمع بحذافيره أبدا ) رهبر همان حلقه ربط بين همه شهروندان يك ملت است . او آنان را يكپارچه ساخته و زير يك پرچم گرد مىآورد . هيچ ملتى به‌ويژه در حالات جنگ و بحرانها ، از داشتن رهبر بىنياز نيست . ( و العرب اليوم و إن كانوا قليلا ) عرب در زمان امام عليه السّلام از نظر تعداد و امكانات كمتر از ايرانيان و ديگر ملتهاى بزرگ جهان بودند . ( فهم كثيرون بالإسلام ) آنان تا زمانى كه به اسلام چنگ زده و در راه آن جهاد مىكنند ، نيرومند هستند . ( عزيزون بالاجتماع ) اما اگر وحدت كلمه خود را از دست بدهند و دلهايشان از هم دور گردد ، در اين‌صورت خوار و كوچك خواهند زيست ؛ هرچند ثروتمندترين و پرجمعيت‌ترين مردم زمان خود باشند . امروز نيز عرب از سپاهيانى نيرومند و ثروتهاى طبيعى « 2 » هنگفتى برخوردار

--> ( 1 ) . هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ كَفى بِاللَّهِ شَهِيداً * مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ تَراهُمْ رُكَّعاً سُجَّداً يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَ رِضْواناً سِيماهُمْ فِي وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ فتح / 48 : 27 - 28 . ( 2 ) . ساليانه يك ميليارد و نيم سود چاههاى نفتى كشورهاى عربى به خزانه آمريكا ريخته مىشود .